تبليغاتX
نی نامه
 
نی نامه
 
 
بشنو از نی چون حکایت می کند ......قصه ی دلگون روایت می کند.
 

هوالجمیل

بنام آفریدگار زیبایی ها ،یکانه خالق جهان هستی و بنام عشق و محبت که همه پرتویی از چراغ همیشه فروزان ذات اقدس اویند .

بعداز مدتها در انتظار بودن بالاخره فرصتی فراهم شد وبخت یار گردید تا به لطف حق بتوانم با این وبلاگ در خدمت شما مهرورزان باشم .

نام این وبلاگ را نی نامه گذاشتم و قصد دارم  هرسخنی که از دل باشد واز دل بگوید را به زبانی نی گون در آن قراردهم . ( امید وارم که چون از دل برآمده لاجرم بردل نشیند.)

در آغاز باشعری از استاد فریدون مشیری :

ای مردم در این جهان به چه کارید ؟

عمر گرانمایه را چگونه گذارید ؟

هرچه به عالم بود اگر به کف آرید

هیچ ندارید اگر، عشق ندارید .

وای شما دل به عشق ،گر نسپارید !

گر به ثریا روید ،هیچ نیرزید

عشق بورزید ...

دوست بدارید.

واقعاًکه جالبه ، حکایت انسانهای امروز.

به نظر من این شعر یک تابلو کامل از انسان امروزه ، (انسانی منهای هدیه های والای الهی که در وجود او به ودیعه نهاده شده است . یک جسد متحرک . بدون روح ،فاقد پر پرواز . انباری متعفن از رنگ و لعاب های ظاهری و پوچ ، هدیه های خوش خط وخال دنیای تمدن و کلاس و پیشرفت و تکنولوژی و... ) .!!!!!!

به این فورمول دقت کنید :

تولد انسان با ارزشهای مادی + مرگ انسان با ارزشهای الهی = انسان جهان امروز !!! ؟؟؟

--------------------------------------خدا آخرشو به خیر کنه .

در این وانفسای جهان امروز امید به آمدن یک منجی وافعاً احساس میشه .

این هم شعر گونه ای است از این حقیر در همین رابطه ، تقدیم به عاشقان ومنتظران سالار عشق وسپه دار سپاه سبز عدالت ( مهدی موعود عج) :

امید آخرین

ای که تمام هستیم فدای یک نگاه تو

زسر برون نمی رود صورت همچو ماه تو

شاه نشین چشم من منتظر قدوم تو

روز شود ، شب سیه از شفق طلوع تو

پشت وپناه من تویی ، راحت جان من تویی

با تو فنا نمی شوم ، رمز بقای من تویی

خیره به خال لب تو چشم تمام عاشقان

ای تو صفا ومروه ام ، قبله ی جمله عارفان

بیا که بخت من شده سیاه چون دوچشم تو

هر که نه در راه تو او مرد به زخم خشم تو

تو ای امید آخرین ، سیاه چشم مه جبین

بیا به جان مادرت تهی شده دست زمین

 

      یا علی ...............

منتظر نظراتون هستم ..................

تابعد خداحافظ .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط ایلیا  | 
 
  بالا