|+|
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط ایلیا
|
درباره وبلاگ
ای عشق ... مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم ××× سلام به همه دوستان هم دل و هم راهم خواهر و برادهاي عزيزم كه هر كدوم برا خودشون يه پيامبرند ! نه تعجب نكنيد ما همه پيامبريم و رسالتي داريم . اگه توفيق الهي رفيق راهمون بشه .
من كسي نيستم ، هيچكس . . . ولي خيلي دوست دارم خودم باشم . بي هيچ رنگ و لعاب اضافه اي . اگه بتونم هميني كه هستم باشم خدارو هزار بار شكر مي كنم و به قولي كلاهمو ميندازم بالا و يه هورررا از ته دلم ميكشم . سنم به اندازه طول عمرمه ولي دوست دارم اندازه عرض عمرم مي بود چون به نظرم عرض زندگي بيشتر مورد نظره تا طولش ، اينطور نيست ؟!! اي بگي نگي بزرگ شدم ، عده اي هم ميگن مرد شدم !! اما خودم مطمئن نيستم كه اين درست باشه .چرا....؟!!
ديگه .... ديگه .... از خيلي چيزها و مسائل راضي هستم خيلي هاشم نمي پسندم ، مثل هر كس ديگه . ولي خدارو شاكرم چون مي دونم كه به هر حال زندگي همينه ديگه . كم داره ... زياد داره ... بالا داره ... پايين داره و... و... و... به هر حال بايد تسليم بود
عاشق عشقم و معشوقمم عاشق عشاقشه .
و مخلص هركي كه دلش به ياد كسي مي طپه و به كسي يا حتي چيزي مهر مي ورزه . چون چنين كسي فرق نمي كنه چه مرد چه زن بايد بگم مرد خداست و احترامش واجب . و ديگه اينكه .. لطفا اگه مطالبمو خونيد حتي اگه حال نكرديد يه شاخه گل اون پايين برام به يادگار بكاريد . باشه .. ممنونم در پناه حق ... يا علي