|
نی نامه
|
||
|
بشنو از نی چون حکایت می کند ......قصه ی دلگون روایت می کند. |

عجب دنياييست و عجب زمانه ايست اين عصر آخر ازمان ؟!
ميبيني بوستاني را که سراسر لاله هاي سرخ نشکفته پر پر دارد که تاج خون بر سر نهاده ، خاک مظلوميت را غريبانه سجده مي کنند .
ميشنوي نواي گنجشککان نازي را که بي هياهيوي اول صبح ، بي رمق ، خسته ، شکسته غزل خدا حافظي مي خوانند .
و غم نامه تاريخ مکرر مي شود...
و اين بار درست در سالگرد محرم خون خدا ، مويه هاي زينب (س) و عاشقانه هاي دخترک دردانه
ابا عبد الله (ع) ، از کنج ويرانه غـــــــــــزه ، قلب سخت زمان را مي خراشد و خواب خفته گان يخ بسته وجدان را آشفته تر مي سازد .
آن روز کربلا...
چندی پیش صبرا و شتيلا ،
دیروز شلمچه و حلبچه »
و امروز...
غزه ...
اما فردا ....... ؟؟؟
بخواب کودکم ... بخواب .
بخواب که اين دنياي رنگارنگ بيش از اندازه برايت سرد و تاريک است ...
بخواب
لا لا لا لا گل لا له - نهال سیب یک ساله
لا لا لا لا گل پونه - خرابه سقف این خونه
تو خوابه نو گل خونه ولی کاشاونه ویرونه
ببین روی تن نازش هزاران زخم پر خونه ...
----------
خونهای پاک می ریزند
ولی شمشیرهای برنده
همیشه سرنوشت محتومشان
یا شکستن است
یا پوسیدن و زنگ زدن .
ننگتان باد شکم باره گان خود پرست که جامهای شرابتان را با جلادان به هم میزنید
و روی جمجمه ی انسانهای بی گناه رقص قدرت میکنید
اما بدانید که :
" خانه نزدیک دریا زود ویران می شود . "
به امید روزهایی بهتر در سایه امن الهی
یا حق
|
|